February 11، 2006

آدمی باید از ظلم کردن بیشتر بهراسد تا از تحملش

ما ايرانی ها هميشه شانس اين را داشته ايم كه بسیاری از پدیدارهای جامعه شناختی را خودمان تجربه کنیم و آن هم مثلن در یک نسل. یکیش همین ناکجا آبادگرایی که بنا به تعریف من یعنی همین انسانهای گوشت و پوستی ِ عینی را فدای اوهام و خیالات و آرزوهای دور و دراز کردن و به وعده ساختن بهشت بر زمین، جهنمی را بنا نهادن و نسل‌ها را به هوای آنچه روزی خواهد آمد سوزاندن و فدا کردن.

شعارهای اول انقلاب 57 و دورنمایی را که رهبران آن در نظر داشتند اگر برسی کنیم این معنا را به عینه خواهیم دید، و وحشتناک تر آنجا که دگماتیسم مذهبی هم به کمک می‌آید و هر جا که لازم شد بساط خود را در تایید و موافقت پهن می‌کند .اینگونه می‌شود که کسانی وحشتناکترین جنایتها را برای مصالحی که خود باور دارند روا می‌دانند و می‌دارند والبته آنچه که رخت بر می‌بندد و حتی زشت مینمایندش تسامح و تساهل خواهد بود

کارل ریمند پوپر که لقب «خوشبين ترين فيلسوف معاصر» را دارد باور دارد که " كسانى كه مى پندارند قادرند بشريت را سعادتمند كنند، آدم هاى خطرناكى اند." البته این آموزه برای ما که با افکار ایدئولوژیک تربیت شده و زندگی می‌کنیم و حتی دینمان را در این فضا برایمان رنگ آمیزی کرده اند در بدایت امر غریب و غیر قابل قبول خواهد بود ، لکن کمی اندیشیدن در این موضوع گمان کنم که خالی از بهره نباشد.

سخنرانی «مدینه‌ی فاضله و قهر» قدم خوبی است .(برداشت کنید)

امین